دستها را باز در شبهای سرد
ها کنید
ای کودکان دورگرد مژدگانی ای خیابان خوابها
میرسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده در نماز
ابن ملجمها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید
ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید
ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در دهان مال مردم خوارها
من به در گفتم
ولی کن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
دستها را باز در شبهای سرد
ها کنید
ای کودکان دورگرد مژدگانی ای خیابان خوابها
میرسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده در نماز
ابن ملجمها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید
ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید
ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در دهان مال مردم خوارها
من به در گفتم
ولی کن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
دستها را باز در شبهای سرد
ها کنید
ای کودکان دورگرد مژدگانی ای خیابان خوابها
میرسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده در نماز
ابن ملجمها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید
ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید
ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در دهان مال مردم خوارها
من به در گفتم
ولی کن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها