|
|||||||
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي تاپیک | جستجوی این تاپیک | نحوه نمايش |
|
|
#1 (لینک این پست) | ||||||||
![]() Junior Member
تاريخ عضويت: Jul 2008
پست ها: 251
تشکرها (از دیگران): 112
تشکر شده 178 بار در 102 پست
|
متن کامل اشعار آلبوم فاجعه الیاس صالحی با ترانه های وحید رحمتی ترانه سرای موفق اوضاع ترانه روبه راه نیست. انگار هیچ ترانه ای برای ماندگار شدن ساخته نشده است. یك حس فردی است كه باید خیلی عمومی شود و این اتفاق نمی افتد.![]() این از ماندگار شدن كه به یك آرزو در بین تعقیب كنندگان و دست اندركاران موسیقی و ترانه تبدیل شده. ترانه ها معمولا پاپ كورنی شده اند. مشكل ترانهٔ امروز كجاست كه مردم كمتر با آن ارتباط برقرار می كنند؟ به نظر ما مشكل بزرگ شاعران و ترانه سرایان نسل جدید، این است كه همه شبیه هم می گویند. یعنی اگر اسمشان را از پای اثرشان برداری معلوم نیست این اثر از آن كیست. مشكل دیگر این است كه تقلید خیلی زیاد شده؛ یعنی كلمات را جابه جا می كنند و می شود یك اثر جدید؛ یعنی انگار مد شده كه نانشان را به كرهٔ دیگران بمالند و بخورند. این نشانگر این مسئله است كه نوگرایی درحال حاضر در ترانه ازبین رفته است. اما در این میان هنوز کسانی هم هستند که شنیدن ترانه های آنها انسان را سیراب می کند ... امروز نیز مجموعه ای از اشعار یک ترانه سرای موفق با نام " وحید رحمتی " را برای شما آماده کردیم . اشعار ترانه های آلبوم فاجعه با صدای الیاس صالحی و ترانه سرایی وحید رحمتی MP3 128 فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فقط اعضای سایت میتوانند لینک ها را ببینند ! برای ثبت نام کلیک کنید فاجعه فاجعه رخ داده دلم بوی خیانت و فریبه سخته باور حضورش توی آغوش غریبه دربه درم تو کوچه هاپریده خواب ازسرمن کجا نشسته پیش کی پاره تن نفرت من از نفس افتاده دلم رو جای پای گریه هام بسته کمر به مرگ تو دلهره ی خاطره هام جون به لب و بی خبرم منتظر رسیدنت خداخدا کن که یه وقت جلو چشام نبینمت ای داد و بیداد دل من ببین چی آورد به سرم غرق به خونش می کنم اگه بیاد دور و برم لعنت به تو ای بی خدا روتن کی خواب میبینی توی هوس برون کی امشب و تا صبح می مونی تنها ترین عابرشب تو کوچه های بی کسی شاید به فردا نکشم از این همه دلواپسی خدا بکش پا تو کنار از شب طوفانی من زخمیم از غرورم و مردنش دوای من ای داد و بیداد دل من ببین چی آورد به سرم غرق به خونش می کنم اگه بیاد دور و برم لعنت به تو ای بی خدا روتن کی خواب میبینی توی هوس برون کی امشب و تا صبح می مونی توی آغوش کدوم غریبه ای که هوای عاشقی زد به سرت شب و تا صبح پیش کی سرمی کنی سرو پات بوی هوس می ده تنت وداع اشک چشام وپاک نکن فرداکه بارون نمیاد بایدفراموشم کنی حتی اگه دلت نخواد خط روی جاده ها نکش نمیشه دنبالت بیام نزار بگم دوست دارم که می شکنه بغض صدام پشت سرونگاه نکن پرشده اشکای چشام حقیقت جداییمون دیگه سراغت نمیام حتی یه بارم واسه ما زمونه پا نداده فکر نکنی که آه من می گذره از تو ساده بی توتموم عمر من ازغم تو نوشتنه گریه نکن ای دل من این رسم دلشکستنه ستاره هات مال خودت من شب روشن نمیخوام وقتی نمیدونی چقدر از ته دل تورو می خوام دلتنگ عشقمون نباش چیزی نمونده یادتو اومده بودی که بری تازه نکن درد منو حتی یه بارم واسه ما زمونه پا نداده فکر نکنی که آه من می گذره از تو ساده بی توتموم عمر من ازغم تو نوشتنه گریه نکن ای دل من این رسم دلشکستنه تقویم پربلا تقویم پربلای من خالیه ازفصل بهار ندیده اشکای من وچشمای کور روزگار پشت در رسیدنم به انتهای بی کسی زخم بون نزن خداپس کی به دادم میرسی زانوبغل گرفتمو حلقه زده اشک تو چشمام خونه خراب کرده من واین سرنوشت بی مرام راهی نمونده که برم ازغصه هاسمت فرار گرفته دستای من و دستای سرد انتحار هر کی اومد زخمی نوشت رودفتر خاطره هام آغاز من تموم شد و مردن نشته زیر پام قصه بروآخرخط پا تو بزار رو نقطه چین نفرین من به بختم وماه وستاره وزمین تنهاتر از خدا می خوام که با دست خیال,خدا رو نقاشی کنم رو زانوهاش اشک بریزم , هوا رو بارونی کنم گریه کنم گذشتمو ,سر روی پاهاش بزارم بگم غریبم بی نشونم , برس بدادم می خوام رو تارو پود شب,مقصدو بی هدف برم تو این هوای بی نفس , برم به آخر برسم برم یه جایی که فقط , تو باشی و بی کسیام تو سرنوشت دست ببرم , بهشت و تا خودت بیام تو نفس آخر عشق , تنهاتر از خدا شدم اشکی نمونده تو چشام ,با گریه بی وفا شدم غصه شکسته دلم و,آخر این سفر کجاس وقت بریدن منه , دلهره از دلم جداس تنها تر از خیال تو , دل و به دریا می زنم من و صدام کن که می خوام,دل از جدایی بکنم دستام و بگیر می دونم, تویی اون همیشه با من اینه اون محال ممکن , مثل اشک شیشه با من خدانگهدار می گم خدا نگهدار دل به ستاره بسپار تو چشمک غریبش یادمن و نگهدار اگه نمونده با من حرفی ازآشنایی پامو گذاشته تقدیربه راه این جدایی دستاتو بگیردوباره زیر بارونای چشمام هدیه کن به رفتن عشق وقت تنهایی دستام قصه کن خاطره هامو دست این گلایه بسپار جای خالیمو نبین وبا ستاره شب نگهدار می گم اگه تمومه دلهره های عشقت دستی بکش رو آه تنهاترین رفیقت نگوکه این زمونه ازمن تو رو جداکرد راه جدایی خاطرس یکی تو روصدا کرد وصال شوم نزار که تاریکی بشم ,بیام به سمت خونتون حلقه ی مرگ و بکشم , به دور آشیونتون سفر کن از غروب من ,قیامتم شروع شده خدارو از یاد بردم و ,مردنت آرزوم شده مبارکه غریبتون ,با این که قلبم راضی نیس] همین شبه جنون من , جهنمم خیالی نیس روز وصال تو و اون , رخت عزا تو ببینم پشت شب هجله ی تو,به عشق مرگت بشینم به گریه هام خنده نکن,همیشه خوارت می کنم از رو زمین تاآسمون,وصله به دارت می کنم همسفرت شاکی بشه , سرش رو بالا میزنم [خنجرم و زیر گلوش,رگاش و تک تک میزنم واسه کی گریه می کنی ای دل بی طاقت من الهی آتیش بگیره , تو آه خاطرات من می خوام که سرنوشتشو ,خودم به آخر ببرم باید که دردای تو رو ,خودم به روزش بیارم مبارکه غریبتون ,با این که قلبم راضی نیس ... حرف آخر شب شوم رفتن تو توی گریه ها نشستم ندارم امید موندن دل به دیدار تو بستم حالا منتظر به یادت غم من شده نگاهت وقتی بی هویتم من توی خاطرات راهت چی شده یاد تو رفته رنگ بارونی چشمام دیگه سخته گریه من وقت این نیاز غم هام بعدتونشسته خونه توی تنهایی وغربت حالا که نداشتن تو شده آغازیه حسرت شب واین هجوم خلوت توی تاریکی وغفلت می دونم که برمی گردی وقت این غروب ظلمت حس بودن تو اما ترس رفتنت دوباره شب وخلوت وسکوتم دیگه طاقتی نداره زل زده توی نگاهم سردی نگاه چشمات یاد اون روز که میرفتی اشکای من روی پاهات رفتننت شده سؤالم دیگه خوشحالی ندارم دل من شکسته دنیا حرف تازه ای ندارم همیشه باتو توچشمام نگا کن تاعشق وبرات بخونم دستا تو بگیرم کنار تو بمونم دلتنگ تو هستم ندارم راه چاره هرشب خواب چشمام تو رویادم میاره دلخوشیم تو هستی نباشی بی قرارم کاش بدونی بی تو چه سرد و بی ستارم می خوام با نگاهت دوباره جون بگیرم تو فکر و خیالت برای تو بمیرم ازدوریت دلم رو به دست گریه دادم می خوام با تو باشه تموم خاطراتم گمشده ستارم تو آسمون چشمات قصّمو شروع کن باخنده روی لبهات
__________________
براي تشكر با تشكر تشكر كنيد ويرايش توسط mimo : 08-14-2008 در ساعت 01:35 PM |
||||||||
|
|
|